محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

395

مخزن الأدوية ( ط . ج )

بدل آن : يك وزن و نيم تا دو وزن آن روغن زيتون كهنه يا روغن زيت ( تازه ) « 1 » يا روغن رازقى يا روغن ترب كه در آن حب و عود بلسان جوشانيده باشند و گويند روغن كادى كه در آن مرمكى جوشانيده باشند و گويند روغن نارجيل است و گفته‌اند كه چون صمغ درخت كاج را در روغنهاى مناسبه حل كنند در اكثر آثار مانند دهن بلسان است و بهترين ابدال آن مىتواند بود . دهن الكرجن به فتح كاف عجمى و سكون راى مهمله و فتح جيم و نون اسم هندى است . ماهيت آن : روغنى است كه از تنه درخت بسيار عظيم بلندى كه منبت آن اسلام‌آباد كه شهر سبز نيز به اصطلاح قديم و به هندى چتكام و چات كام نيز مىنامند بسيار است به عمل مىآورند به زدن تيشه بر تنه درخت آن و نصب كردن ظرفى بدان موضع و به انحاى ديگر نيز و رنگ آن روغن در تازگى اندك سرخ رنگ رقيق صاف مىباشد و چون كهنه گردد سرخ بسيار تيره مايل به سياهى غليظ چسبنده و چون بسيار كهنه گردد غليظ و چسبندگى آن زياده مىگردد و براى رفع كرم خوردن به چوب عمارت و تخته دروازه و غير آن در بنگاله اكثر مىمالند و نصارى در رنگ آميزى كشتى و جهازات و عمارات داخل رنگها مىنمايند و چوب آن درخت بسيار رخو و ريشه‌دار و در تازگى چرب كه مانند فتيله دهن آلوده مشتعل مىگردد و به كار عمارات به جز سوختن نمىآيد . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل اورام است . دهنج به فتح دال و ها و نون و جيم به فارسى دهنه فرنگ است . ماهيت آن : سنگى است سبز آبدار براق كه در معدن طلا و نقره و مس و آهن تكون مىيابد از ابخره كبريتيه كه صعود مىنمايد از آن معادن و در خلل و فرج آن محتبس گشته تكاثف مىيابد و به طول زمان سرد و منجمد و متحجر مىگردد و آن را زنجار معدنى مىنامند و الوان مىباشد بعضى سبز تيره كه در هنگام صفاى هواى صاف و هنگام كدورت كدر گردد و گويند فيروزه نيز چنين مىباشد و بعضى طاووسى رنگ مايل به سرخى اندك براق و بعضى طاووسى رنگ مايل به زردى و بعضى مايل به سياهى و بهترين همه سبز تيره است و آن را دهنه فرنگى نامند و بعد از آن در بهترى طاووسى مايل به سرخى است و بدترين همه طاووسى مايل به سياهى و معدن آن فرنگ است و از آنجا مىآورند و انطاكى گفته كه از روس و قبرس مىآورند و صاحب اختيارات نوشته كه معدن آن فرنگ و كرمان و خراسان و در ولايت فارس و شبانكاره و سيرجان و شيراز هم مىباشد و آنچه فرنگى است آن را فرندى نامند جهت آنكه بر آن نقشى مانند جوهر شمشير مىباشد و آن جوهر را به تازى فرند نامند و شيرين و ترش مىباشد شيرين آن آنست كه چون بسايند و بر آينه ريزند آينه زنگ برندارد و ترش آن بالعكس و فرق ميان طلايى و نقره‌اى و مسى و آهنى بدانست كه با آب ليمو و بر آهن صيقلى مانند صفحه كارد و يا شمشير بسايند اگر زرد طلايى برآيد طلايى است و اگر به رنگ نقره نقره‌اى و اگر به رنگ مس مسى و اگر به رنگ آهن آهنى و بهترين همه طلايى سبز تيره فيروزه شيرين آنست و مستعمل در امراض عين همين نوع است پس نقره‌اى و گفته شده كه ترش آن در صنعت كيميا مستعمل است . طبيعت آن : در اول چهارم گرم و خشك و بعضى سرد دانسته‌اند . افعال و خواص آن : جالى و ملطف و نيم درم آن فادزهر سموم مشروبه و مسى آن را چون با آب ليمو ساييده افيون خورده اگر بياشامد و قى كند سميت را دفع نمايد و در غير دفع سم نبايد خورد زيرا كه خود سم قاتل است به جراحت امعا و گويند معالجه پذير نيست و نگاه داشتن آن در دهان و فرو بردن آب آن نيز همين اثر دارد و سعوط محكوك آن با آب سداب جهت رفع صرع بيعديل و به دستور نفوخ آن با مشك سوده سه دفع همين اثر دارد و اكتحال آن جهت تقويت باصره و قلع بياض چشم مجرب خصوص با مرواريد ناسفته و توتياى هندى اجزاى متساوى كه نرم سوده و به حرير بيخته در چشم كشند و از خواص غريبه آنست كه چون ساييده در چشم دواب كشند دفع حبس البول آن نمايد و طلاى آن با سركه جهت قوبا و سعفه سوداوى در سر و جميع اعضا و جهت بهق و برص و رفع اذيت عقرب گزيده نافع . دهماسا به فتح دال مهمله و خفاى ها و فتح ميم و الف و سين مهمله مفتوحه و الف و دهماهه به فتح دال و خفاى ها و فتح ميم و الف و فتح ها و ها در آخر نيز آمده و گويند اسم هندى شكاعى است و فى الحقيقة غير آن است . ماهيت آن : گياهى است هندى فى الجمله شبيه به گياه شكاعى طبيعت آن : سرد و خشك گفته‌اند . افعال و خواص آن : جهت دوار و جوشش دهان و سرفه و ضيق النفس و حميات و تقويت اعضا و تصفيه خون فاسد و صفرا و تسكين عطش و قى و دفع دماميل و جذام نافع .

--> ( 1 ) . فقط در ب